• gorgan
  • 1397/6/28
  • 01732129597
  • gorgan, iran
فرهنگی و هنری

سردار سلیمانی ؛حضور زائرین از ۳۷ کشور دنیا در مناطق عملیاتی جنوب و غرب

سردار یعقوب سلیمانی؛حضور زائرین از ۳۷ کشور دنیا در مناطق عملیاتی جنوب و غرب به گزارش بازار کسب و کار سردار یعقوب سلیمانی در نشست خبری با اصحاب رسانه استان گلستان اظهارکرد: یکی از بسترهای مناسب در ترویج فرهنگ ایثار و شهادت راهیان نور است که می توان راهیان نور را امتداد دوران دفاع مقدس دانست. وی راهیان نور را بستری برای انتقال نورانیت دفاع مقدس به جامعه دانست و اذعان داشت: براساس فرمایشات امام خامنه ای (مدظله العالی) گسترش تاثیر گزار حوادث چشمگیر دوران دفاع مقدس در بستر

فرهنگی و هنری

دبیر علمی دومین جشنواره ققنوس: راز الفت و قرابت ما با سرودهای انقلابی همان اسرار نهفته در انقلاب است

دبیر علمی دومین جشنواره ققنوس: 
راز الفت و قرابت ما با سرودهای انقلابی همان اسرار نهفته در انقلاب است
دبیر علمی دومین جشنواره ققنوس، راز الفت و قرابت مردم شریف ایران با سرودهای انقلابی را از اسرار نهفته انقلاب اسلامی عنوان کرد.
هوشنگ جاوید در دومین نشست روشنگری هیات منتظران مهدی (عج) دانشگاه آزاد اسلامی واحد علی آباد کتول که با عنوان «تاثیر نواها و سرودهای انقلابی در حماسه سازی انقلابیون سال57» برگزار شد اظهار کرد: موسیقی یکی از مظلوم‌ترین هنرهاست که در بسیاری از جایگاه‌ها قدر و منزلت آن شناخته نمی‌شود و امروزه دشمنان در حال تلاش هستند تا این هنر را بازیچه و دستمایه حرکت‌های سیاسی قرار دهند.
جاوید خاطرنشان کرد: «سرودهای انقلاب با اشعاری ساده و زبانی فاخر، موجب انقلاب باطنی در جان های مردم شده است و چه بسا اگر این مشخصه در این هنر نبود هرگز نمی توانست از جایگاه ویژه ای در میان مردم برخوردار باشد.»
وی با توجه به اینکه این سرودهای از بطن مردم به وجود آمده اند و اشعار آن، همان شعارهای است که مردم آن روزها علیه حکومت ستمگر طاغوت سر می دادند گفت: «سرود های انقلابی از گنجینه های انقلاب اسلامی هستند که بیانگر آرمان ها و انتظارات مردم بوده و به خوبی می توان از میان واژگان آن ها افکار و عقاید مردم آن دوره را که با رهبری امام خمینی(ره) به ثمر نشست، مشاهده کرد.»

فرهنگی و هنری

یک جرعه حقیقت

یک جرعه حقیقت 💦 یکی از کارمندان شهرداری ارومیه می گفت: تازه ازدواج کرده بودم و با مدرک دیپلم دنبال کار می گشتم. از پله های شهرداری می رفتم بالا که یکی از کارکنان شهرداری را دیدم و ازش پرسیدم آیا اینجا برای من کار هست؟تازه ازدواج کردم و دیپلم دارم. یه کاغذ از جیبش درآورد و یه امضاء کرد و داد دستم گفت بده فلانی، اتاق فلان. رفتم و کاغذ را دادم دستش و امضاء را که دید گفت چی می خوای؟ گفتم :کار گفت : فردا بیا سرکار باورم نمی شد فردا رفتم مشغول شدم . بعد از چند روز فهمیدم اون آقایی که امضاء داد شهردار بود. چند ماه کارآموز بودم بعد یکی از کارمندان که بازنشست شده بود من جای اون مشغول شدم. شش ماه بعد رئیس شهرداری استعفاء کرد و رفت جبهه. بعد از اینکه در جبهه شهید شد یکی از همکاران گفت :توی اون مدتی که کارآموز بودی و منتظر بودیم که یک نفر بازنشسته بشه تا شما را جایگزین کنیم، حقوقت از حقوق شهردار کسر و پرداخت می شد. یعنی از حقوق شهید باکری این درخواست خود شهید بود. کجایند مردان بی ادعا