دلنوشته ای برای امام خوبی ها: آتشفشان عشق
دلنوشته ای برای امام خوبی ها: آتشفشان عشق

خورشیدی را غریب می نامند که تلالو انوار الهی اش سرتاسر طوس که نه سرتاسر مهد ایرانیان را جان می بخشد . تمنای حاجت درد مندان ، نجوای آسمانی را در ذهن تدائی می کند و رابطه اش با الوهیت ابدی است . خورشید در این پاره از زمین به چه امیدی بر می تابد که خورشید این سرزمین شب های تار خراسان را نیز می افروزد. این چگونه غربت است؟

بازار کسب و کار گلستان/وحید حاج سعیدی:/ طلائی آفتاب در مشرق ایران زمین ، سالهاست که درخشان تر و پرنور تر از همیشه می درخشد و میلیون ها زائر را از سراسردنیا به سوی دیار عشاق می کشد .

یا   معین الضعفا!    یا ضامن آهوان! یا امام غریب ! تو را غریب می خوانند! خورشیدی را غریب می نامند که تلالو انوار الهی اش سرتاسر طوس که نه سرتاسر مهد ایرانیان را جان می بخشد . تمنای حاجت درد مندان  ، نجوای آسمانی را در ذهن تدائی می کند و رابطه اش با الوهیت ابدی است .  خورشید در این پاره از زمین به چه امیدی بر می تابد که خورشید این سرزمین شب های تار خراسان را نیز می افروزد. این چگونه غربت است؟

این چگونه  غربت است که تعداد زائران و مهمانان تو از تعداد اهالی دیار خراسان  افزون است. اگر غربت این است که زیارت کننده مرقد شریفت ،  مزد صد هزار شهید ، صد هزار غریب ، صد هزار حج کننده و عمره گزار و صد هزار جهاد گر در راه خدا ،  دریافت می کند ، بار الها انا الغریب.

اگر غربت این است که چندین هزار سال بگذرد و همه ساله میلیون ها نفر خاک پای زائرانت را توتیای چشم خود کنند ، (و به قولی خاک پاى زائر دارالشفاء /  سرمه چشمم کنم چون توتیا)   کاش ما هم از غم غریبی بهره می بردیم . آیا غربت این است که هر روز سرشک دیدگان عشاقت و گلاب قمصر کاشان جای جای حرم مطهرت را جلا دهند؟حقا که خاموش به حق گفته  : من در غم غریبی تو سخت مانده ام    کز بین زائران تو یک دل غریب نیست!

نه… این گونه نیست… راز دیگری در میان است. غربت این نیست. امام هشتم ما،  غریب نیست . دیار،  دیار غربت است. سرزمین سرزمین غربت است که مهمان را با انگور سمی پذیرایی می کنند. اما دشمنان تو خوار تر و کوچکتر از آنند که خدای رحمان و رحیم عزت و عظمت دین تو را خواستار بود.

و این چنین است که قیصر  پایان فصل غریبی را سروده است :

                                     اینک ای خوب، فصل غریبی سر آمد       چون تمام غریبان تو را می‌شناسند

                                     کاش من هم عبور تو را دیده بودم       کوچه‌های خراسان، تو را می‌شناسند

طلائی آفتاب در برابر نورانیت تو حسد می ورزد و خلوتی و بی کسی در حرم شریفت هیچگاه ترجمه و تفسیر نمی شود چرا که رواق منزل چشممان آشیانه توست.شمیم بوی دل آرای جای جای مضجع  شریفت  ، خلاصه تمام دلنشین ترین عطر های جهان است.  گلدسته های نورانی حرمت  ، آتشفشانی از  عشق هستندکه ظلمت غربت را مذاب می کنند و دل های همه زائران را جلا می بخشند و درخشندگی آن را تا دیدار بعدی به یاد خواهند داشت  . عطر دلنواز حرمت بوی خدا می دهد و اطراف تو همه چیز خدائی است. رنگ خدا در شرق ایران رویت می شود ،  صدای پای خدا را می توان در سرزمین توس نیوش کرد و عطر خدا در رواق های طلایی ات  به مشام می رسد.

طلائی گلدسته های عشق ، تکرار آینه های تطهیر و التماس  ، دانه چینی و  پرواز کبوتران عشق ، طلب زیارت سال آینده زائرین  ، التماس های آسمانی  گره خورده به پنجره فولاد ، آواز خوش نقاره ها ، پا بوسی زائران عرب و عجم ،  جرعه ای محبت  از آن مقبره طلایی ، اشک های شوق و شکر ،  همه و همه ،  عشقی الهی ،  در شرقی از مهد ایرانیان  تجسم و تحمیل می کنند و  اینجاست که  عشق بى نهایت به  زیارت تو اوج مى گیرد و تو عاشقانه عقده هاى دلمان را مرهم می شوی  و خاضعانه و خاشعانه از تو طلب می کنیم:

ای واسطه بین عالم هستی و عالٍم هستی ، ای طلایی آفتاب ، ای ضامن درمندان و بیچارگان ، ای هشتمین ترانه آسمان عشق و ولایت ، آی پاکی و صفای آینه و آب ترا به دامان پاک رسول الله (ص) ، به اشک های مادرت زهرا (س) ، به زمزمه های مولایمان علی(ع) با چاه ، به نمناکی اشک های مادران شهید و به گریه های عاشقانه زانرانت  انتظار ما را علوی کن  و ما را  در صف منتظران واقعی آقایمان امام زمان (عج) قرار بده . فرج آقایمان را نزدیک بگردان .

کشور ما را از گزند دشمنان عظمت اسلام و ایران مصون بدار و آفتاب عزت و سربلندی دین اسلام را  بر پهنای گیتی بتابان.