آیا «حق کسب و پیشه»  با «حق سرقفلی»  قابل جمع است (۲):
آیا «حق کسب و پیشه»  با «حق سرقفلی»  قابل جمع است (۲):

قسمت سی و هشتم ادامه از قبل : …….بدوا تفاوتهای ماهوی این دو را ذیلا به عرض می رسانم : ۱- سرقفلي مالي است که در بدو اجاره ، مستاجر به مالک پرداخت میکند. و در عوض آن مال ، منافع ملک را مادام العمر و نسل اندر نسل تملیک میکند. لیکن در ح ک […]

قسمت سی و هشتم ادامه از قبل : …….بدوا تفاوتهای ماهوی این دو را ذیلا به عرض می رسانم : ۱- سرقفلي مالي است که در بدو اجاره ، مستاجر به مالک پرداخت میکند. و در عوض آن مال ، منافع ملک را مادام العمر و نسل اندر نسل تملیک میکند. لیکن در ح ک پ مستاجر توانایی بالقوه و شخصیت کسبی و حرفه و فن خود را در اختیار خدمت به ملک مالک قرار میدهد . در عوض آن ، مبلغی به تناسب میزان ارزشی که بر ملک افزوده شده ، تحت عنوان حق کسب و پیشه ، آنهم به هنگام تخلیه ، از مالک دریافت میدارد. ۲- سرقفلی حق ابدی است و کسب و پیشه حق مقطعی است. از زمان اجاره تا زمان تخلیه ۳- تحقق حق سرقفلي تابع حاکميت اراده طرفين است. اما در ح ک پ این حق تحمیل بر مالک و ناشی از احکام ثانویه و قواعد آمره است. ۴- آنچه در قانون ۱۳۳۹ و ۱۳۵۶ درخصوص روابط مالک و مستأجر مورد بحث قرار گرفته، صرفاً حق کسب و پيشه و یا تجارت بوده است و حکایتی از سرقفلی ندارد. اما آنچه در قانون سال ۱۳۷۶ آمده ، صرفا حق سرقفلی است و حکایتی از ح ک پ ندارد. ۵- حق سرقفلي قائم به محل کسب است. لیکن ح. ک.پ قائم به شخصیت مستاجر است. تحقق و تکوين حق کسب و پيشه منوط به برقراري رابطه استيجاري است. لیکن حق سرقفلی مستقل از رابطه استیجاری است. یعنی بدون رابطه استیجاری هم محقق میشود. ۶- در تعيين ميزان حق سرقفلي هيچ عاملي غير از رضا و خواسته مالک دخيل نيست. اما در تعیین میزان ح ک پ بدون اراده مالک ، مبلغی به حق یا ناحق ، درست یا نادرست ، کم یا زیاد محاسبه و بر مالک نگون بخت ! تحمیل میگردد. ۷- مالک حق اعراض و اسقاط سرقفلي ملک را دارد. اما در ح.ک.پ مالک حق اسقاط ندارد. ۸- شرط تحقق و تکوين حق سرقفلي منوط به قرارداد اجاره نمي‌باشد؛ زیرا بدون قرارداد اجاره ، مالک میتواند انتقال سرقفلی را به غیر، صلح و یا هبه کند.۹- نقل و انتقال حق سرقفلي به صورت عادي و رسمي و با توافق دو طرف امکان‌پذير است. اما انتقال ح.ک.پ به ثالث، عملا انتقال اجاره به غیر است که مستاجر از آن منع شده است. لیکن اگر مستاجر مشمول قانون سال ۱۳۵۶؛ بدون توجه به این ممنوعیت، قرارداد اجاره را به ثالث انتقال دهد مستحق نیمی از حق کسب و پیشه شده و منتقل الیه نیز فاقد این حق خواهد بود. ۱۰- رسيدگي به حق سرقفلي تابع قوانين آمره نيست و مطابق مفهوم مخالف اخير ماده ۱۵، دادگا‌ها ضمن صدور حکم تخليه، نمیتوانند برای مستاجر ، حق سرقفلی قائل شوند. اما رسیدگی به حق کسب و پیشه تابع قوانین آمره است و دادگاهها باید حکم به محاسبه و پرداخت آن بنمایند. ۱۱- در زمان تخليه عين مستأجره ، حق سرقفلي مي‌بايست به قيمت عادله روز به مستأجر مسترد گردد؛ حتي اگر مستأجر هيچ‌گونه فعاليت کسبي يا تجاري در عين مستأجره نداشته باشد. و استرداد قيمت عادله روز يا همان مبلغ پرداختي زمان انعقاد، تابع حاکميت اراده طرفين يا شروط ضمن عقد باشد. بعبارتی الزاما ناشی از رعایت شاخصهای تورمی قیمتها نیست. ۱۲- حق سرقفلي در تعدي وتفريط از بين نمي‌رود. اما ح.ک.پ در تعدی و تفریط از بین میرود. ۱۳- مشروعيت حق سرقفلي ناشي از احکام اولي است. لیکن مشروعیت ح.ک.ک. از احکام ثانویه است. ۱۴- اسقاط حق کسب و پيشه در بدو اجاره با توجه به قواعد آمره ق.ر.م.م مصوب ۱۳۵۶ باعث اخلال در نظم عمومي و بي‌اثر نمودن مواد ۱۵ و ۱۹ قانون مي‌گردد. بر اين ‌اساس، اسقاط حق کسب و پیشه در اجاره نامه مستندا به ماده ۳۰ ق.ر.م.م مصوب ۱۳۵۶ باطل و بلااثر است. اما همچنان که گفتیم اسقاط حق سرقفلی تابع اراده مالک است. بعبارتی مالک در تنظیم و مبادله اجاره میتواند مستاجر را از داشتن حق سرقفلی ممنوع کند. اما همچنان که عرض کردم از داشتن ح.ک.پ نمیتواند او را منع کند.۱۵- حکومت و رژيم حقوقي رسيدگي به حق کسب و پيشه تابع قواعد آمره و اصل تفسير مضيق است و دادگاهها ضمن صدور حکم تخليه ، مطابق مفهوم مخالف اخير ماده ۱۵ بايد در قرار کارشناسي صرفاً عنوان «حق کسب و پيشه» را جهت ارزيابي صادر نمايند. ‌۱۶- حق کسب و پيشه به صورت تدريجي‌الحصول در مالکيت مستأجر تحقق می یابد. اما در حق سرقفلی به مجرد تراضی و پرداختِ مالِ مابه ازا ، تحقق می یابد . ۱۷- منشاء تاسیس و مستند حق کسب و پیشه قانون مصوب ۰۲/۰۵/۱۳۵۶ و منشاء و موجد حق سرقفلی قانون مصوب ۲۶/۰۵/۱۳۷۶ است. با عنایت به هریک از تفاوتهای بنیادین فوق ، ملاحظه میگردد که جمع ریالی این دو مقوله ، در ظاهر امر صرفا عددی بدست میدهد که نه تابع این است و نه آن. مثل همان مثال نخستین است که گویا ۵ متر با ۴ کیلوگرم جمع شده باشد. امیدوارم با مجموعه مطالبی که در ماهیت عرض شد و تفاوتهای ذاتی آنها تشریح گردید ، آن دسته از عزیزان که تصور قابلیت جمع از این دو مقوله داشتند ، اقناع شده باشند. لیکن اگر هنوز در ذهن کنجکاو آنها پرسشی مطرح است ، در قسمت دوم استدلال شکلی طرح خواهد شد تا حجت را تمام کند. والسلام علی من التبع الهدی

  • نویسنده : رمضان کریمیان
  • منبع خبر : بازار کسب وکار